و ان همه یادها……………….

و جدا از دامن تو
لیک در یاد
بوی پیراهن تو
و از قدرت خدایت
جلوه گری ها در رخ اشنایت

که بر بلندای قریه ی ما
علی شق همچنان پیدا

ای که از جان تو را فدایم
زین سبب نامت مدام میسرایم
و نوروز گلگل
تو ای حیدر بابایم
از من مپرس که کجایم
هنوز عاشق رفته ی لحظه هایم
اوحداوو را…..
مادر همه خاطره هایم

و هنوز در یادم با تو
از دم تینگل وحوضچه ها در رنگین ترین روزهایم
با همه همبازی هایم

بازی در سر سربند
همه شادی
همه لبخند

سر تینگل و باغهای ابشار
دست درازی
به کاله های خیار
هیجانی داشت
بسیار
بسیار…..

و نرود از یاد
وقت ظهر
با اتش و دود
چای در باغهای دشت ته رود

باز تعطیلات و موسم جلاب
ماهیگیری….
بدون تور
بدون قلاب

وان همه یادها
که مانده در یاد

همه شده یادگارام
خاطرات سرزمین مادری ام.

درباره نویسنده

نیکوعقیده محمد

عضو انجمن شعر شهرستان گرمسار

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. سلیمان استوار

    بنام خدا/ درودی به بلندای تاریخ بر جناب نیکو عقیده عزیز به خاطر عشق به زادگاه و وطن . امید است با انر‍ژی مضاعف که از رمضان گرفته اید شاداب و سر حال بسرائید. بچه که بودم به من آموختند / فحش نباید بدهی گوسفند / بی ادبی بوده از این خانه دور / حرف رکیکی نزنی بی شعور!! / بچه همسایه به من فحش داد / پند پدر مادرم آمد به یاد / بر دهنش مشت ادب کوفتم / البته با غیظ و غضب کوفتم / شب که پدر قصه ما را شنید / نوبت آموزه دوم رسید / پای مرا بست به یک ریسمان / بر کفل و بر کف پایم زنان / گفت: نباید به کسی زور گفت!! / من چه کنم با توی گردن کلفت ؟ / بچه که بودم پدرم یاد داد / عشق بورزم به نبات و جماد / عشق به سوراخ ازون فی المثل / عشق به بوی خوش زیر بغل / عشق به انسان به طبیعت گیاه / عشق به ارتش به بسیج و سپاه / عشق به همنوع ولو دشمنت / عشق به هر کس شده حتی زنت!! :SS: :gol:

    پاسخ
  2. مجتبی عبدالهی
    مجتبی عبدالهی

    بسیار زیبا بود مخصوصا آن بخش که گفته بودید :
    (و نوروز گلگل
    تو ای حیدر بابایم)
    در خبرها آمده که مردم رودمعجن پس از شنیدن این بخش از شعر زیر لب زمزمه می کردند :
    نوروز گل گل ، دنیا یالان دنیا دی .
    خدا قوت :SS:

    پاسخ

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.