مِزَغ

واژه تلفظ معنا
مِزَغ mezagh وزغ. البته اهالی غالبا برای قورباغه اسم جداگانه ای لحاظ نمی کنند و قورباغه را هم جزء گروه مزغها(وزغ)محسوب می کنند.
دیگر توضیحات و کاربرد ها
همان وزغ است که واو ان قلب به میم شده است.البته اهالی غالبا برای قورباغه اسم جداگانه ای لحاظ نمیکنند و قورباغه را هم جزء گروه مزغها(وزغ)محسوب میکنند.وحتی گاهی مشاهده میشود که هر جا نوری که روی دوپا میجهد هم مزغ(وزغ) نامیده میشود چنانکه روایت کرده اند که روزی عده ای از اهالی در سر چشمه ی "شوچنار" مشغول استراحت بودند . یک کانگورو که در مسیر"سیدنی" به "دربی" در حال تردد بود از انجا گذشت یکی از اهالی در دم گفت"اهووو چی مزغ گگه یه"یعنی"وای خدای من چه وزغ بزرگی".

درباره نویسنده

علی نجفی

رودمعجن،ته 62.فرزند اصغر