اَلبِف

واژه تلفظ معنا
اَلبِف albef در مورد مشت و لگد و شوتهای سنگین در فوتبال و حتی با چوب زدن حیوان یا ادم هم فراوان استعمال میشود
دیگر توضیحات و کاربرد ها
.( به فتح الف و کسر ب).”البف” تقریبا هم خانواده و معادل “القیژ” میباشد با این تفاوت که در موارد بیشتری به کار میرود و محدوده ی استعمال ان از”القیژ” گسترده تر است چنانکه این واژه در مورد “بُسک” و “لقَی” و شوتهای سنگین در فوتبال و حتی با چوب زدن حیوان یا ادم هم فراوان استعمال میشود.البته “البف” اکثرا به صورت”باف” استفاده میشود.

مثال ۱

نفر اول:چین آیه از دست دیشدوو فلار کیردی؟(به یاد دیشدوو که چند وقتیست ناپیداست)

نفر دوم:یک بُسک باف دایُم د شکمش کی دَم د دیلش گردی ،گوشمر سر دا ور دیلش چوسبی مو هم فلار کیردُم

مثال ۲

نفر اول:یره چو خرت ور ملنگَ؟

نفر دوم:دُشنه برفتم پوره ی کاهِ د اَخورش رِزُم حَرُمَرگ دستمر عَپ گروف مو هم کلونگر باف دایُم د دستش از دُشنه ورملنگَ

درباره نویسنده

امیدوار محمد

متولد یک روز برفی زمستان 64 و اندی، در رودمعجن، فرزند محمود دانش آموخته کارشناسی ارشد سیستم اطلاعات مکانی - دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی