گیاهان دارویی رودمعجن

نروید بر زمین هرگز گیاهی         که ننوشته ست بر برگش دوایی (نظامی)

وجود گیاهان دارویی در طبیعت یکی از نعمتهای بزرگ الهی است .از آنجا که انسان جزئی از طبیعت است بطور مسلم برای هر بیماری ، طبیعت گیاه مداوای آن را عرضه کرده است. انسان هر چه به طبیعت نزدیکتر شود، سالم‌تر است و بیشتر عمر می‌کند.

گیاهان دارویی از ارزش و اهمیت خاصی در تأمین بهداشت و سلامتی جوامع هم به لحاظ درمان و هم پیشگیری از بیماریها برخوردار بوده و هستند. این بخش از منابع طبیعی قدمتی همپای بشر داشته و یکی از مهمترین منابع تأمین غذایی و دارویی بشر درطول نسلها بوده اند.

هر خاکی و هر آب و هوایی ، بستر انواع از گیاهان دارویی است. منطقه خراسان و در آن میان ولایت ما روستای رودمعجن نیز متناسب با آب و هوای آنجا بستر رویش انواعی از گیاهان دارویی مخصوص به خود است که در کوهها و ارتفاعات به وفور یافت می شود. از آنجا که همه ساکنین روستا بویژه مهاجرین به شهرها آشنایی کافی با این گیاهان ندارند و این تخصص تنها در اختیار عده معدودی بویژه پیران روستا می باشد، لذا ما تصمیم گرفتیم در زمینه این گیاهان دارویی اطلاعاتی را به طرق مختلف چه از طریق استفاده از تجربه های ساکنین روستا و چه از طریق مطالعات کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری کرده و از طریق این رسانه در اختیار مخاطبین عزیز قرار دهیم . با این امید که مورد استفاده شما نیز قرار بگیرد.

در اولین مطلب جهت آشنایی شما عزیزان، به انواع شیوه های استفاده و طرز تهیه این  داروها می پردازیم:

الف ـ دم کرده

دم کرده بهترین و با ارزشترین روش تهیه داروهای گیاهی است، زیرا اکثراً مهمترین مواد مؤثر گیاهان داروئی در اثر جوشیدن از بین می‌روند.

عصاره دم کرده بدین ترتیب تهیه می‌شود که مقدار تعیین شده از گیاه خرد شده را با یک فنجان آب جوش (حداکثر یک لیتر) مخلوط کرده و به هم می‌زنند سپس روی ظرف را پوشانده و می‌گذارند که ۳۰-۱۵ دقیقه دم بکشد، سپس آنرا صاف می‌کنند. در صورتیکه بعضی از بیماران نسبت به داروی خاصی عدم تحمل نشان دهند، شایسته است که در دفعات اول مصرف، دارو فقط ۶ تا ۸ دقیقه دم کشیده شود، در این صورت مطمئناً بخوبی قابل مصرف بوده و مؤثر می‌باشد.

ب ـ جوشانده

اصولاً باید توجه داشت که روش جوشاندن، اغلب برای داروهائی بکار برده می‌شود که از ریشه، ریزم، پوست، رزین یا دانه‌ها تهیه می‌گردند و یا هنگامی آنرا بکار می‌برند که اطمینان داشته باشند موادمتشکله مؤثر آنها در اثر حرارت از بین نمی‌روند و یا این مواد بوسیلة آب سرد یا جوشیده از سلول گیاهی حل و خارج نمی‌شوند. ضمناً توجه شود که از ظروف آهنی جهت جوشاندن گیاهای استفاده نگردد.

۱- جوشاندن ملایم:   برای تهیه این فرم از دارو مقدار معینی از گیاه خرد شده را با  لیتر آب جوش مخلوط کرده و می‌گذارند که کمی قل بزند، سپس آنرا از اجاق دور کرده و می‌گذارند که چند دقیقه دم بکشد و در خاتمه آنرا صاف می‌کنند.

۲- جوشانده معمولی:   برای تهیه این نوع دارو مقدار مورد نظر از گیاه خرد شده را با  لیتر آب سرد مخلوط کرده و می‌گذارند که بجوش آید سپس آنرا صاف می‌کنند.

۳- جوشانده قوی:  برای تهیه این نوع دارو ابتدا مانند روش جوشانده معمولی مقدار معین گیاه خرد شده را با  لیتر آب سرد مخلوط کرده و می‌گذاند که بجوش آید. سپس آنرا از شعله دور کرده و روی ظرف را پوشانده و می‌گذارند که ۱۰ دقیقه دم بکشد. و در خاتمه آنرا صاف می‌کنند.

 ج ـ خیسانده

اصولاً روش خیساندن را اغلب برای گیاهانی بکار می‌برند که مواد مؤثر آنها در اثر حرارت زود خراب یا تبخیر می‌شوند. برای انجام این منظور برروی مقدار موردنظر از گیاه خرد شده یک چهارم لیتر آب سرد ریخته،درب ظرف را پوشانده و می‌گذارند که ۶ تا ۱۲ ساعت باقی بماند. هر چه میزان این زمان طولانی‌تر شود عصاره قوی‌تر خواهد بود.

دـ پودر

برای تهیه پودر، گیاه خشک شده را در هاون به صورت پودر درآورده و سپس با الک ریز الک می‌کنند.جهت کاربرد در مصرف خوراکی مقدار مورد نظر از پودر را در یک قاشق غذاخوری شیر یا آب حل کرده و میل می‌کنند. جهت مصرف خارجی مثل سایر پودرها، به قسمت مورد نظر پاشیده می‌شود.

هـ ضماد (بانداژ)، کمپرس

اصولاً ضمادها را جهت رفع کبودی و کوبیدگی، کشیدن چرک از دمل‌ها، آرام کردن خراش‌ها و کشیدن سموم از بدن استفاده می کنند. برای تهیه این نوع دارو گیاه خرد شده داروئی را در یک کیسه پارچه‌ای کوچک قرار داده و در داخل آب جوش قرار می‌دهند سپس آنرا صاف کرده، چلانده و گرم گرم به صورت کمپرس بکار می‌برند. البته باید بر روی این کمپرس گرم و مرطوب یک تکه پارچه غیر قابل نفوذ و بروی ان دستمال گرم قرار داده شود.

این پست ۲۱ دیدگاه دارد.

  1. بنام خدا/ درود بر مرادی عزیز به خاطر نگارش این مطالب مفید که به گمانم مسن ترها بیشتر استفاده میکنند. آیه ای در قرآن مجید داریم به این مضمون که : ما در بین زمین و آسمان هیچ چیز بیهوذه ای خلق نکرده ایم . و ما انسانها هم که اشرف مخلوقات هستیم باید تلاش کنیم تا فلسفه وجود این مخلوقات و به خصوص گلها و گیاهان که نقش مهمی در زندگی ما دارند کشف کنیم. به نظر من نقطه ضعف استفاده از گیاهان دارویی درجایی است که اولا بیشتر گیاهان را نمیدانیم باید بجوشانیم یا به صورت دم کرده استفاده کنیم. و ثانیا مقدار مصرف آن است که چقدر باید مصرف گرد در طول شبانه روز و در ادامه معالجات و ثالثا در زمان مصرف از خوردن چه غذاهایی باید خود داری کرد. هر چند که در این مورد پزشکان محترم و دارو خانه حتی در مورد داروهای شیمیای هم توضیح نمیدهند. در هر حال امیدوارم با تلاش شما و در ادامه مطلب به یک جاهایی برسیم. :gol: :gol:

    • avatar مرادی می‌گه:

      درود بر سرکار استوار . حق با شماست . در اذهان عمومی این باور وجود دارد که خداوند هر دردی بدهد ، درمانش را هم می دهد. وجود گیاهان دارویی خود دلیلی بر این ادعا است .
      در خصوص آن نقطه ضعف که اشاره کردید . تا جایی که بنده مطلعم البته با استناد به نوشته ها و تجربیاتی که در این زمینه دیده و شنیده ام، اکثر گیاهان دارویی بویژه آنهایی که قابلیت خشک شدن و پودر شدن را دارند، بصورت دم کرده باید استفاده شود، البته در رودمعجن خیلی کم و بندرت از دم کرده استفاده می کنند و اکثرا روش جوشانده را به کار می برند . در صورتی که می توانند روش دم کرده را برای همان موارد استفاده کنند. چون در روش جوشانده بسیاری از خواص و مواد موثر گیاه در اثر جوشاندن و تبخیر از بین می رود . روش جوشاندن بیشتر برای گیاهانی که امکان دم کردن آنها وجود ندارد بکار می رود مثل دانه هایی از قبیل دانه میوه به که برای سرماخوردگی مفید است یا پوست بعضی میوه ها مثل پوست انار یا هندوانه که شنیدم برای بیماریهای کلیوی مفید است.
      امیدوارم این مطلب در ادمه بتواند مورد استفاده شما و بقیه قرار بگیرد

  2. avatar علی نجفی می‌گه:

    از جوشانده ها که فقط همان «جوشونده ی» خودمان یادم است که هر بلایی اعم از سرماخوردگی یا«تروش تلَخ» به جانمان نازل میشد اولین حرکت مادر این بود که مقدار معتنابهی از انواع «علف عجال»هایی که نمیدانستم اسمشان چیست را بتپاند توی یک قوری کوچک رنگ و رو رفته که مخصوص این کار بود و بگذارد روی گاز.وقتی این«علف عجال» ها توی قوری مشغول جوشیدن بودن اشپزخانه را چنان بویی برمیداشت که تمام مگسها و پشه ها و مابقی«کوخ کلخ»ها آنجا را تا اطلاع ثانوی به نقطه ی نامعلومی ترک میکردند.«علف عجال» ها که خوب جوش می آمد مادر یک پارچه ی سفید روی یک لیوان می انداخت و جوشانده را صاف میکرد و حالا نوبت من بود که آن مایع غلیظ قهوه ای تیره ی بدبو را سر بکشم.امتناع و فرار هم چاره ی کار نبود.جوشانده در حکم اش کشک خاله بود که هر کار هم میکردی باز هم به لنگت بسته بود.گاهی مادر برای این که بلع این ماده ی بدبو را کمی اسان کند تکه نباتی یا حبه قندی هم به ان اضافه میکرد ولی اگر کارخانه ی قند تربت را هم خالی میکردند توی آن مایع لا مصب، باز هم بدخوار بود وتلخ بود و بدبو چه رسد به دو جبه قند و یک تکه نبات.وقتی نوبت خوردن میشداول کمی لیوان را بو مکشیدم.نمیدانستم زهر مار چه بوی دارد ولی مطمئن بودم بویش از این مایع بد رنگ بهتر است.به تجربه دریافته بودم که خوردن جوشانده کم کم و یواش یواش و مزه مزه کنان جز اینکه ادم را زجر کش کند هیچ ثمر دیگری ندارد پس به توصیه ی مادر عمل میکردم که:«قورت قورت کو».چشمها را میبستم و لیوان را تا ته سر مکشیدم.همین لیوان وقتی چایی داشت و میخواستم به بهانه ی چایی قند بیشتری بخورم به طرفه العینی تمام میشد ولی امان از وقتی که جوشانده داشت.هرچه قورت وقورت میکردم تمامی نداشت.یک قرن طول میکشید تا به تهش برسد.جان ادم کنده میشد اما اخر به اخرش میرسید همانطور که اخرش هرچیزی به اخر میرسد!!
    از پودر ها هم «کلپورَ»معروفترینش هست که ان هم خوردنش مکافاتی داشت که نظر طولانی میشود و از ضماد ها هم هرچند گیاه نبودند ولی «بلگ جوز» و «حلوای ب راغن»ضماد همیشگیمان بود.
    بسیار مطلب خوب به جایی بود.خدا قوت :SS:

    • avatar مرادی می‌گه:

      سلام بر علی اقا . ممنون از اینکه با وجود مشغله زیاد و اوضاع قاطی باز هم برای مطالب وقت میذاری و نظر آنهم مفصل میدهید . بنظرم اکثرما بچه های روستا حداقل چند بار مزه تلخ جوشانده را مزه کرده ایم . و خود من که به شخصه با توجه به تخصص مادر در این زمینه با هر نوع مریضی و دل درد حتما باید جوشانده را نوش جان می کردم. البته والده ما نمی گفت قورت قورت بده می گفت ” ب یکبار اَسَرت کش ” و چقدر باید با خودت کلنجار می رفتی تا راضی شوی و بتوانی لیوان محتوی جوشانده را که انگار در حکم یک جام زهر بود به دهان نزدیک کنی و سر بکشی .

  3. avatar محمود مدرسی می‌گه:

    با سلام و تشکر از خانم مرادی
    یادم هست در دوران کودکی ما علاوه بر مرثیهای که علی آقای نجفی بر شیوه درمان با گیاهان دارویی خواندند مصیبت بزرگتری بنانم “داغ کردن” هم گریبان مارا می گرفت و خانمی بنام ” امه ” بود که ما بچه ها وشایدهم بزرگترها را داغ می کرد. نام ایشان برای ما بچه ها از هر “لولویی” ترسناکتر بود.
    غرض آنکه می خواهم بدانم این شیوه معالعه مربوط به طب سوزنی ویا نظایر آنها بوده و یا ریشه در همان معالجات سنتی خودمان دارد و اساسا با داروهای گیاهی ارتباطی دارد یا خیر؟

    • avatar مرادی می‌گه:

      ممنون جناب مدرسی . بنظرم “داغ کردن” مکانیزم تنبیهی خوبی بود که در همه زمانها و از جمله در زمان ما نیز هنوز قابلیت بازدارندگی داشت. و البته کار به عمل نمی کشید و تنها ذکر نام آن کافی بود که مو بر تنت سیخ شود. و همینطور نام امه که انگار شهرت جهانی دارد و چقدر جالب که برای ما نیز همین نقش لولوی ترسناک را داشت.
      جسارتاً بنده متوجه منظورتان نشدم که آیا منظور از “این شیوه معالجه” همان “داغ کردن” است که اگر چنین است ، من تا بحال نمیدانستم که داغ کردن یک روش معالجه امراض بوده و فکر میکردم تنها یک روش تنبیهی بوده. البته در حیوانات کاربرد این روش را شنیده بودم اما در انسانها نه. بد نیست اگر یک نفر توضیح دهد.

  4. avatar مجتبی عبدالهی می‌گه:

    الحق باید بگم این مطلب از مطالب بسیار عالی حیتا بود که اطلاعات خوبی منتقل می کنه .خدا قوت.
    من خودم با دم کردنی و جوشانده اش بیشتر سر و کار داشتم . فعلا که داروی اصلی ما همان کلپوره است و مدتهای مدیده است که درمان هر دردی است . هر چند که در کتاب است که ( کم باخار کلپوره مخار) :SS:

    • avatar مرادی می‌گه:

      ممنون جناب عبدالهی از اظهار لطفتان. مطمئن باشید از علل اصلی سلامتی شما همان کلپوره است . واقعا بر هر درد بی درمان دوا است . کلپوره معجزه می کنه بویژه اگر بصورت پودر شده خام خام بتوانی به حلقت فرو کنی

  5. avatar سارا عبداللهی می‌گه:

    مطلبت خیلی عالی و کاربردیه .ما با داروهای گیاهی سر وکار داریم اما نحوه استفاده آنها خیلی مهم است که با مطلب خوب شما با آن آشنا میشیم.من هم مثل آقا مجتبی بیشتر با کلپوره سر وکار داشتم اما اگر به صورت پودر الک شده از آن استفاده کنیم خیلی خطرناک میشه و سرفه های شدید به درد قبلی اضافه میشه.جدیدا از کلپوره به صورت دمکرده و جوشانده استفاده میکنیم تأثیرش بهتره.
    ممنون وخسته نباشی :SS: :SS:

    • avatar مرادی می‌گه:

      ممنون سارا خانم . امیدوارم این مطلب بتونه مفید واقع بشه و نیازهای و سئوالات دوستان را پاسخگو باشه . اینطور که معلومه مصرف کلپوره در خانواده شما جایگاه خوبی باز کرده . این خیلی خوبه . در خصوص نحوه مصرف آنهم که به قول شما بصورت پودر شده خطرناک هست اما من شنیدم که تاثیر بیشتری داره. شیوه خاصی داره که هر کسی نمیتونه انجام بده. باید کلپوره رو با نبات کاملا نرم کرد و بعد یک قاشق از آن را یکراست داخل گلو ریخت . اگر مثل داروهای دیگر داخل دهان بریزی امکان نداره بتونی آن را فرو ببری و اینجاست که به سرفه و خفگی میفتی و خطرناک میشه

  6. avatar علی اکبر ایزدی می‌گه:

    البته من اگه رو به موت هم باشم از کلپوره استفاده نمی کنم، همون جوشونده رو برای درمان همه بیماری ها ترجیح می دم!!

  7. avatar جگر گوشه می‌گه:

    سلام بر جناب مرادی عزیز. و اما بحث جالب و بموقع داغ کردن که شما فرمودید فقط جنبه تنبیهی داشته باید خدمتتان عرض کنم که نه اینچنین نبوده و من در هنگام طفولیت اینو مشاهده کردم به دفعات که نوزادان تازه به دنیا امده را به این شکل که یک پارچه نخی رالوله کرده و اتیش میزدند و سپس دور سر نوزاد بینوا را در چند نقطه داغ میکردند البته من هنوز هم متوجه نشده ام که حکمتش چی بود و بیشتر هم روی نوزادانی انجام میشد که بیقراری زیادی میکردند و بعلت نبود دکتر در ان زمان تشخیص درد نوزاد مقدور نبود و اخرین گزینه همان داغ کردن بود که من خودم بارها مشاهده کردم و حتما هم داغ شده ام که یادم نیست. بیچاره نسل ما که چه بدبختی ها نکشیده..یا حق

    • avatar مرادی می‌گه:

      علیک السلام جناب جگرگوشه . توضیحاتتون خیلی برایم جالب بود . واقعا نشنیده بودم که در قدیم نوزادان را داغ می کردند. البته شاید ما هم داغ شدیم که بعدها ما را با این شیوه می ترسانیدند ولی هیچکس به من چیزی در این باره نگفته .واقعا بیچاره بچه های قدیم . چه درمانهایی رویشان صورت میگرفته . فکرشو بکنید اگه کسی حالا این کار رو بکنه ، حتما به جرم فرزند آزاری دستگیرش خواهند کرد.

  8. avatar ناشناس می‌گه:

    باتشکر ازمرادی عزیز

    داغ کردن که درزمان ما به یک امر فراگیری تبدیل شده بود وخدارحمت کنه زن عمو رجب عهده دار این کار بود وهرکودکی که خیلی بیقراری میکرد تا پیش زن عمو نمی بردند وچندنقطه بدنش بااین پارچه که فک میکنم کتانی بود داغ نمیشد آروم نمیگرفت( یک جوری مثل حجامت الان که اینقد فراگیر شده وهردردی سراغ طرف میاد میگن برو حجامت کن )و مورددیگه اینکه بعضی اوقات میگفتن بیقراری بچه ازاینه که کامش پایینه وزن عموی خدابیامرز با آن انگشتهای پینه بسته وزمخت انگشت شصت راداخل دهان نوزاد چندماهه میکرد وبافشار به سقف دهان نوزاد به طرف بالا داد اونو درمیاورد .

    • avatar مرادی می‌گه:

      ممنون جناب ناشناس . خدارحمت کنه زن عمو رجب را . خوب ازاو یادمه ولی نشنیده بودم که چنین حرفه ای داره.
      و اما اون کار دومی . یعنی چه که کام بچه پایینه. جل الخالق چه کارایی می کردند

  9. avatar علی نجفی می‌گه:

    خدا رحمت کنه زن عمو رجب رو من شخصا به دست ایشان داغ شدم.با یک دستمال نوار شکلی که قرمز و سیاه بود پیشانی و چند جای دیگری از سرم را داغ کرد ولی اینکه این داغ چه بود و به چه دردی میخورد نمیدونم ولی ما اون زمانها همه داغ میشدیم!!

  10. avatar پروین مدرسی می‌گه:

    ممنون خانوم مرادی عزیز بسیار مفید بود. البته من از داغ کردن خاطره ای ندارم چون زمان ما ورافتاده بود :YY: ولی از مزه های بد جوشانده ها همیشه خاطره ای بد دارم که همیشه اشک میرختم و جوشانده ی مامانو میخوردم که بعضی موقعها اینقدر بد بو بود که با یه دست لیوان و میگرفتمو با دست دیگه ام بینی مو .ولی خوب سرانجام خوبی داشت . :gol:

  11. avatar حسین مرادی می‌گه:

    سلام و خداقوت هوووووووو
    خوب مشخصه ای رو از مرحومه بی بی حجی مراد به ارث بردید امیدوارم ادامه دهنده راهش باشید

  12. avatar فهیمه غنمی می‌گه:

    سلام.یکدفعه ازفکرداروهای شیمیایی امروزی دراومدیم به فکرداروهای گیاهی روستای خودمون افتادیم.هرچنداین داروهابسیارتلخ وبدمزه ی اماخیلی تاثیرگذاره.هرچندمانمیتونیم حتی بهشون نگاه کنیم :N: ولی پدرهاومادرامون واجدادمامثل شیرموزبستنی اینارومیخوردن. :YY: واقعامطلب خوبی بود. :SS: خداقوت

ارسال یک پاسخ



:soot: :gol: :ZZ: :YY: :Y: :W: :VV: :U: :TT: :SS: :R: :OP: :OO: :OL: :OG: :O: :N: :MM: :H: :GG: :BB: