دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

گذری بر روستاهای زیبای ایران

دوستان سلام. این قسمت بجای معرفی روستاهای زیبا به معرفی چند روستای محروم از امکانات اولیه پرداختم  تا هم بدانیم که در کنار این همه روستای قشنگ بعضی روستاها نیز هستند که نیاز به توجه دارند و هم قدر روستای خوبمان را بدانیم  و ناشکری نکنیم .ممکنه از دست ما کاری ساخته نباشه اما شاید از سر اتفاق گذر بعضی ها که از دستشان کاری برمیآید به این مطلب و مشابه این مطالب بیفتد  و بتوانند قدمی حتی کوچک برای این عزیزان بردارند.

 

روستای شمسان-هرمزگان

در فاصله 1950 کیلومتری تهران روستایی وجود دارد که باور وجودش دشوار است. مسیری صعب‌ العبور و جاده‌ای سنگلاخ و بی‌ نام و نشان تنها راه ارتباط به این روستاست.روستای شمسان در سردشت بشاگرد واقع در محدوده استان هرمزگان که در آغاز ورود چیزی جز 12 کپر به عنوان چهاردیواری و تعداد کمی‌ بز چیزی وجود نداشت.

جمعیت روستا به ۴۰ خانوار می رسد.زمانی‌ که از آنها جویای نامی‌ می شوی از هویتشان تنها سند همان کلماتی‌ است که بر زبان جاری است و حتی عده‌ای تکه ورق و نوشته‌ای به نام شناسنامه ندارند و البته این نکته طبیعی به نظر می‌رسد هنگامی که آب و گاز و سرویس بهداشتی و حمامی‌ وجود ندارد و اهالی باید برای نظافت به کوه ها و تپه‌های اطراف بروند.تیر‌های برق تا یک روستا قبل آماده اند هرچند تیر برقهایی خالی‌ از جریان برق،روستایی که حتی رادیو آنجا موجی دریافت نمی کند.

آب های موجود که از ذخیره ی باران سال پیش به صورت زه کش بوده،در زیر سنگها پنهان است و پر است از انگل و جلبک و خزه که تمام آلودگی ها را به خود جذب می‌کند.به دلیل همین عدم بهداشت و امکانات عده‌ای از زنان در هنگام بارداری و وضع حمل جان خود را از دست می دهند
هنرشان در بافت حصیر است و نواری تزئینی به نام خوس که گاه گاه آنها را به شهر برده و در عوض آن عدس و سیب زمینی می گیرند که غذای اصلیشان محسوب می شود

ارتباط از طریقه سیستم‌های مخابراتی در این روستا بی‌ معنی‌ است و حتی عده ی بسیاری از آنها از وجود نوع دیگری از زندگی  یا وضعیت سیاسی ،اجتماعی در دیگر نقاط ایران بیخبرند.

روستای محروم دحیمیهخوزستان

روستای دحیمیه در 17 کیلومتری شهر سوسنگرد در نزدیکی مرز ایران و عراق، از مرکز بهداشتی، آب آشامیدنی با کیفیت، فاضلاب، راه روستايی، فضای سبز محروم بوده و مردم آن دچار بیماری‌ها و مشکلات گوناگونی شده‌اند.

روستای محروم دحیمیه با جمعیت 500 نفر و 65 خانوار

 روستایی که وقتی مردمانش متوجه می شوند برای رفع مشکلات شان آمده ایم، مشتاق می شوند و درد دل شان باز می شود. روستایی که داشتن مسجد، بزرگ ترین آرزوی جوانان با ایمان و باخدایش است و به گفته آنان باید صدای اذان را از مساجد روستاهای همجوار بشنویم. روستایی که 30 شهید و جانباز را تقدیم آرمان های بلند نظام کرده است و روستایی که به گفته بزرگان روستا، حتی یک جوان آلوده به موادمخدر در میان دریای محرومیت در آن پیدا نمی شود.

روستای گیری- رشت

روستای گیری در منطقه اشکورات علیا شهرستان رودسرو در مرز ییلاقی گیلان و مازندران قرار گرفته و به عبارتی آخرین روستای ییلاقی گیلان در این منطقه است که به همین دلیل کمبود های بسیاری دارد.

روستایی که شاید اگر در فصل تابستان به صورت گذری از جاده آن بگذریم زیباییهای کوه و دشت آن مارا به حسرت خوردن وادارد اما نمیدانیم در چنین روستایی مردم در زمستان چگونه از امکانات اولیه زندگی بی بهره اند.

مدرسه ابتدایی 7 تیر گیری با 5 دانش اموز و امکانات محدود که تنها سرگرمی بچه ها یش بازی قایم باشک در زنگ تفریح و کمک به پدر و مادرجهت امرار معاش بعد از وقت مدرسه است.

روستای چین – چهار محال و بختیاری

روستای “چین” یکی از روستاهای بسیار محروم و فقیرنشین که به نظر می رسد مردم استان چهار محال و بختیاری نیزآشنایی زیادی با روستای چین نداشته باشند و این روستا برای آنها نا شناخته باشد.و مردم آن با سخت ترین مشکلات وناچیزترین امکانات دست و پنجه نرم می کنند.

روستای چین از توابع شهرستان کوهرنگ روستایی محصور شده در میان برف است مردم این روستا با وجود این سختیها و با کمترین و ناچیزترین امکانات همچنان به  کار و تلاش ادامه میدهند و در مقابل سختی ها مقاومت میکنند.

در دنیای امروز کودکان شهرنشین، تلویزون را کنار گذاشته اند و دیگر برایشان جذابیتی ندارد وبه سمت تکنولوژی های جدید پیش رفته اند، اما این در حالی است که کودکان این روستا هنوز نمی دانند  تلویزیون چیست و شاید برایشان تلویزیون همان صندوق جادویی معنا بدهد.

خانه های این روستا ازسنگ، گل و درختان جنگلی ساخته شده و مردم این روستا سرمای سخت زمستان کوهرنگ را با کمترین امکانات می گذرانند.
این روستا دارای یک مدرسه ابتدایی با ۳۵ دانش آموز پسر و دختر است.
مردم این روستا در هنگام بیماری باید با پای پیاده ۲۷ کیلومتر را طی کنند تا به نزدیک ترین مرکز بهداشت که در روستای خویه است برسند.
طی کردن این مسیر در میان برف با پای پیاده بسیار سخت است ومتاسفانه آمار حاکی از آن است که بسیاری از بیماران و به ویژه زنان باردار هنگامی که برای رسیدن به مرکزهای بهداشتی و درمانی پا در این مسیر گذاشته اند به علت سرما وسختی راه جان خود را از دست داده اند.

 

12 دیدگاه دربارهٔ «گذری بر روستاهای زیبای ایران»

بنام خدا/ درود بر خانم نجمه عباللهي. عكسها از واقعيت تلخي حكايت دارد كه ديدنش براي هر انساني با هر دين و مسلكي رنج آور است. به شرطي كه انسان از مسير انساني خودش خارج نشده باشد. و رنج آورتر اينكه بعضي ها مثل كبك سر خود را زير برف كرده و نميخواهند واقعيات ديده شود. هفت شهر عشق را عطار گرديد و هنوز // اندرون كوچه اي بن بست و حيرانيم ما // اجنبي مريخ را فتح و گرفته عكس نو // با هلال اول شوال خندانيم ما // با همين احوال ميگوئيم خدايا شاكريم // چون كمي بهتر ز افغان و ز سودانيم ما // چون نباشد شاعري چون سعدي شيرين سخن // لاجرم قانع به اشعار سليمانيم ما . در هر حال اگر تمايل به خواندن اين قصيده داشتيد ميتوانيد به وبلاگ (شعر و شوخي استوار فديهه) مراجعه كنيد. :SS: :SS: :gol:

دست گلت درد نکنه عزیزم بادیدن این تصاویر ونوشته ها خیلی متاثر شدم اشکمو دراوردی واقعا بعضی وقتا ما یادمون میره که چه نعمتایی در اطرافمون وجود داره واز درک ولمس اونا غافل میشیم ولی ارزو داشتم خودم میتونستم از نزدیک همچین جاهایی رو ببینم همش که نمیشه ادم جاهای خوشگل مشگل وترگل ور گل بره. ممنونم که یه کم شکر گذاری رو یاد ذهن خستمون اوردی .بازم دستت درد نکنه حتماخودت اونجا نرفتی ؟یااین عکسا بادست خودت گرفته شده؟؟ :MM:

با این مطلبت تنه به تنه ی خنجلوکی های حیتا زدی.در زمانی که گروه خنجلوک در خواب غفلت به سر میبره شما به تنهایی پرچم خنجلوک رو بر دوش کشیده و خرجلوه ای از انواع و اقسام خنجلوک رو توی حیتا خالی کردی.
دست مریزاد.در دنیایی که سرعت زندگی به ما حتی اجازه ی فکر کردن به اینکه ممکنه هنوز همچین جاهایی با همچین مردمانی باشند نمیده یکباره مطلب جالب توجهی گذاشتی که حد اقلش باعث میشه کمی انسان فکر کنه.به داشته هاش و به امکاناتش و به اینکه اگر این امکانات نباشه زندگی چه شکلی میشه!!
خدا قوت

سلیمان استوار :
بنام خدا/ درود بر خانم نجمه عباللهی. عکسها از واقعیت تلخی حکایت دارد که دیدنش برای هر انسانی با هر دین و مسلکی رنج آور است. به شرطی که انسان از مسیر انسانی خودش خارج نشده باشد. و رنج آورتر اینکه بعضی ها مثل کبک سر خود را زیر برف کرده و نمیخواهند واقعیات دیده شود. هفت شهر عشق را عطار گردید و هنوز // اندرون کوچه ای بن بست و حیرانیم ما // اجنبی مریخ را فتح و گرفته عکس نو // با هلال اول شوال خندانیم ما // با همین احوال میگوئیم خدایا شاکریم // چون کمی بهتر ز افغان و ز سودانیم ما // چون نباشد شاعری چون سعدی شیرین سخن // لاجرم قانع به اشعار سلیمانیم ما . در هر حال اگر تمایل به خواندن این قصیده داشتید میتوانید به وبلاگ (شعر و شوخی استوار فدیهه) مراجعه کنید.

جناب استوار ممنون از نظرتون. درسته که همچین روستاهایی توی کشور هستند اما نباید از وجود روستاهایی مثل روستای خودمون که تقریبا از اکثر امکانات شهر برخوردارن غافل شد و بی انصافی کرد و کشورمون رو با کشورهایی مثل سودان و افغان مقایسه کنیم. به امید روزی که دیگه شاهد همجین روستاهایی نباشیم. :gol:

چند وقت پیش که تی وی گفت روستایی در کرج تازه برق رفته من در تعجب موندم که ما فک میکنیم هر امکاناتی داریم بقیه هم دارند . این قسمت یکی از تاثیرگزارترین قسمت ها بود و اطلاعات خوبی منتقل می کرد . همیشه گزارش های مصور جذاب ترند .
قدر شرایطمون رو بدونیم . :SS:

پاسخی بگذارید