دسته‌ها
تصاویر طبيعت

عکسهای تابستانی

با سلام و درود به همه روزه داران و دوستان، با آرزوی قبولی طاعات  و عبادات

سری عکسهای تابستانی که تیر ماه از رودمعجن گرفتم رو تا امروز موفق به درج اونا به دلیل مشغله کاری نشدم که اکنون موفق به این کار شدم       التماس دعا

عکس از باباکلوی بنده (حجی رمضعلی زنده) در زیر پل توشمپاش که پاتوق ایشون هست

 

اینا همون الوچه هایی هستن که قبلا سر البالو بودن و یا الوچه بودنشون دعوا بو

 

 

منظره الوچه رزی و خوشک کیردن اونها در زمین گندم( همیشه مد الوچه بجوی بود ولی گویا این مدل درامد هم کهنه شده ولی در جریان باشین که الوچه منی حدود 7000 تومن هس)

 

 

 

 

خوشه های پر بار گندم در توشمپاش

14 دیدگاه دربارهٔ «عکسهای تابستانی»

خسته نباشید!یکی از آرزوهای دیرینه ام هست که عکسها همشون باز بشن!(آرزو بر جوانان عیب نیست)!فعلا که دوتاش باز شدن!نکته ای که تو عکس بابابزرگتون هست اون شراره آتیشه که تو عکس افتاده که کم اتفاق میفته!ردیف درختا هم منظره قشنگیه!نصف سومی هم باز شد.این خیلی قشنگه!مثل اینه که یه پارچه چهل تیکه انداختن تو گندم زار! :SS:

سلام جناب میرزایی
اِاِاِ من پدر بزرگتونو تو پاتقشون دیدم، پیرمرد نازنین و زحمتکشی به نظر میان، خدا سایشون رو سالهای سال بر سرتون مستدام بداره.
با دیدن عکسهای 3و4 این سوال به ذهنم رسید که چرا رودمعجنیها هم مث حصاریها از روش سنتی برای خشک کردن آلوچه هاشون استفاده میکنن در حالیکه میشه از روشهای بهتری برای این کار بهره برد مثلا اهالی خرو یکی از روستاهای نیشابور برای خشک کردن آلوهاشون که بیشترش رو هم به خارج از کشور صادر میکنن از توریهای پایه داری استفاده میکنن که کمی با زمین فاصله داره. بعد از ریختن آلوها روی توری، توری دیگه ای روش قرار میدن تا حشرات نتونن روی اونها بشینن به این تربیت آلوها کاملا بهداشتی خشک میشن و جمع کردنشون هم خیلی راحته.
در کل همه عکسهاتون قشنگن، خسته نباشین، طاعات و عباداتتون هم قبول حق. :gol:

خسته نباشيد جناب مييرزايي عكسهاي بسيار زيباي هستند مخصوصا عكس اولي كه منو ياد كل اندر انداخت باغ بابا كلون شما كنار باغ باباي من است در مورد عكس سوم حق با افراست من هم توي تلويزيون شبكه خراسان ديدم كه چطور محصولات خودشون رو خشك مي كنند ولي روستاي ما الوچه ها را روي زمين مي ريزند و بعد از خشك كردن با كلي خاك و سنگ جمع ميكنند اين روش كلي دردسر داره

@افرا بهشتی
در روش خشك كردن الوچه ها به روشي كه افرا فرمودند ، روش بسيار عالي هست ولي به نظر شما با چندين باغ الوچه كه رو زي حدود 15 تين 17 كيلويي الوچه جمع ميشه و تقريبا هر روز اين كار ادامه داره به نظر شما سر انگشتي چند متر توري و چه فضايي لازم هست و اگر اين كار بشه ، فضاي لازم از كجا؟
شما به عكس بالا يه نظر بندازين ، اينا در 1.5 روز ريخته شده و هنوز هم مانده حال…. :OO:

عکسات مثه همیشه بیسته.
عکس اول خدا حفظشون کنه، باور کن تا حالا نمدنیستوم باباکولوی شمایه! اما در حاشیه باید بگم چای با قمقمه یه چیز دیگس، حالا بگذر منصف هرچه میلشه ورگویه، مو تا 5 لوان چای قمقمه ای بنخوروم روحوم شاد نمره!

عکس دوم به نظر میرسه این الوچا آب بهشون نرسیده و پرآب نیستن، ام کنتراست عکس خوبه.

از دیدن عکس سوم و چهارم دیلشورا گروفتوم! حیف که قیمتش رفته بالا وگرنه…!
بنظروم الآن میتونیم به الوچه لقب “طلای پِلَشت” رو بدیم، واقعا برازندشه!
اما خدمت دوستان عارضم که الوچه از همون اول کثیف کاری زیاد داره! وقتی از درخت میریزن رو زمین در اثر ضربه شل میشن و زمانی که جمع آوری میشه هم با دستای الفچی که یک من کثیفی داره جمع میشه، در این مرحله بعضیاشم میره زیر پای کسی که الوچه میریزه و کسی که جمع میکنه وبا همون حالت له شده دوباره جمع میشه، مرحله بعد اینا توی یه سطل تلمبار میشن روی هم و در اثر فشار هر کدومشون که تا الآن سالم مونده باشه کامل لهیده میشه، و آبشون کش میکنه!
در مرحله بعد اینارو میریزن روی زمین و مدت 10 روز روی زمینه و خوب گرد و خاک هوا با آب کش کرده آلوچه ها مخلوط میشه، و در آخر همراه خاک و کوخ و سایر چیزها جمع آوری میشه. حالا نمیدونم اینا چه مصرفی داره، فکر نمیکنم مصرف غیر خوراکی داشته باشن، خدا به خورندگانشان رحم کند! :N:

این آلوچه آش و لاش رو که نمیشه بریزی روی توری، اگرم بشه رودمعجنیا حوصلش رو ندارن!

تازه اینا قسمت خوبشه، من یادمه تا دوره راهنمایی تابستونا میرفتم رودمعجن، جلاب(گوسفند چرانی) و در کنارش الوچه بجوی هم میکردم، و خدا میدونه که چه الوچه هایی رو از چه جاهایی جمع میکردیم! الوچه هایی که دیگه صاحبشم دلش نیومده بود جمعشون کنه! و تازه اگه همش الوچه بود بازم جای شکرش باقی بود! خدا از سر تقصیراتمون بگذره!!

—————
در مورد عکس بزرگان ، به نظرم باید بخششو راه بندازیم، حتی بخش تصاویر رفتگان رودمعجن هم فکر کنم اولویت بیشتری داشته باشه، من تو فکرش هستم، متاسفانه شناخت کافی ندارم، اگه عکسهارو با مشخصات دقیق بذارید من جاشو درست میکنم و ساماندهیش میکنم. به نظرم در همون گالری یک بخش رو به این عکسها تخصیص بدیم خوب باشه.

عالي بود . خداقوت هووووو
ما خدي حجي رمضعلي دنيايي داريم وقتي ميريم توشمپاش. خدا حفظش كنه
جناب مدير بعضي از حواشي آلوچه ريزي رو يادت رفته . مثل وقتهايي كه تعدادي از آلوچه هايي كه روي زمين ريخته اند قاطي پشكل گوسفند و الاغ كه ماشا.. توي همه زمينها به وفور يافت مي شه شده اند و صاحب الوچه ها از اون چند تا هم نميگذره و الوچه ها رو از توي اون پشكلها جدا مي كنه . يا موقع خشك كردن كه وقتي روي زمين مي ريزند انواع حشرات و مگس و .. روي الوچه ها مي نشينند و تغذيه مي كنند و يا انواع سگ و خر و شغال و .. . در اين مدت از روي آنها رد مي شوند و گاهي همانجا ياد اجابت مزاج مي افتند

@محمد امیدوار
قابل توجه اقاي مدير عارضم كه اين الوچه هايي كه ميگي چه كاربردي داره ، از بچگي هميشه در دكون ميرفتي و چند بسته لواشك ميگرفتي و با ولع نوش جان ميكردي ، حال چند بسته از اينا از الوچه هايي بوده كه خودت از درختهاي رودمعجن جمع كردي و الفچي شدي خدا ميدونه
بله يكي از كاربردهاي الوچه خشك كارخانجات لواشك سازيه و بعضيا رو هم تو همون كارخونه ريز و درشت ميكنن و يه كم رنگ و رو ميدن و به بازار روانه ميكنن :gol:

@نوه دیگه حجی مراد
اين قمقمه چاي كه ميبينين نوه حجي مراد توش حق اب و گل داره ، اخه زمين ايشون كنار زمين باباكلوي ماست و ، باباكلو هم دست و دلباز و مهماندوست و كم تر كسي هست كه با باباكلوم سلامي بكنه و تا يه چاي بهش نده دست بردارش نيست :gol:

هوووووووووووووووووو غیر از عکس اول باز نمره
حفظه الله ایشان را .
من چندی پیش یک بار به همراه ابوی رفتم منزلشون.
بحث عکس بزرگان که پیش اومد من هم در تدارک حضور گرند ما و گرند فای خودمم. دیری نباشد که حاظر شوند

خدا قوت میرزایی جان هووو.
این لقب«طلای پلشت»مدیر رو بچسبید که حسابی برازنده ی الوچه شده.دمت گرم مدیر با این اسم گذاشتنت.
آقا الوچه رو رها کنن اون چای توی قمقه زیر پل کل عندر رو بچسبید که«در جنت نخواهی یافت کنار آب تشت تهروی و گلگشت کل عندر را».

اقا هر كي هوس چاي قمقمه اي داره ميتونه مث من از باباكلوش قمقمه كش بره و در هر جا هس درست كنه
ما كه هر وقت كنار دريا ميريم با همكارام ، چاي قمقمه مهمونشون ميكنم و كلي كيف ميكنن
در تداركم در بازگشت بعدي يكي ديگه كش برم

پاسخی بگذارید