دسته‌ها
تصاویر قديمي

عاشوراي رودمعجن در چند سال قبل

010009
014

015

008

004

14 دیدگاه دربارهٔ «عاشوراي رودمعجن در چند سال قبل»

باسلام خدمت شما
عکساتون عالی بود.خیلی برام جالب بود.تقریبا میشه گفت چارچوب اصلی عزاداری تو رودمعجن هیچ فرقی نکرده .وفقط همشهریامون پیر شدن وجای خودشون در زیر علم وگهواره علی اکبر وهیات رو….به فرزندان و نوه هاشون واگذار کردن .امیدوارم این مراسم تا چند صدسال دگ پا برجا باقی بمونه.موفق باشین :gol:

با سلام به اقای استاد خسته نباشید عکسای جالبیه اینکه مربوط به چه سالی میشه واینکه این عزاداری هیچ وقت تموم نمیشه. خدا به تمام عزیزان وشما قوت بده تا همیشه این مراسم پابرجا باشه :SS: :SS: :SS: :gol:

سلام اقاي رضاواقعاباديدن اين عكساروحم شادشدفقط اكه بشه تاريخ اين وقايع روهم بزاريد خيلي عاليه 0ولي اون قديماتوي روستامون جه همه مردداشتيم 0حالابااين همه امكانات جاشون خاليه :gol:

سلام جناب استاد خسته نباشید
عکسهای جالبیه و به گفته ی پدرم احتمالا مربوط به سال68 می باشد اما من همیشه درعکسهای قدیمی به دنبال عکس پدربزرگهایم می گردم.

عجب عکساسس گذاشتی اقا رضا.محشره.فقط اگه تاریخای تقریبیشم میزدی تنگش دیگه همه چی تمام بودن.البته از روی شلوارای پاچه گشادی که توی عکس اول دیده میشه مشخصه که عکس مال اوخر دهه ی پنجاه باید باشه یا اوایل دهه ی شصت احتمالا.البته عکس دوم با توجه به رنگی بودنش احتمالا کمی متاخر تره.توی عکس چهارم دسته ی زنجیر زنی رو نگاه کنید.یک سرش روی سرخاکاست یک سرش هنوز سنگ گجی هوشنگ رو رد نکرده و بعد دسته رو مقایسه کنید با دسته ی مثلا امسال!
حدس میزنم عکس دوم و اخر مال یک سال باشن و با یک دوربین گرفته شدن و بقیه عکسا هم مال یک سال و با یک دوربین گرفته شدن.البته از روی کیفیت عکسا و آدمها ی توی عکسا اینو فقط حدس میزنم!
واقعا خدا قوت آقا رضا.اینکه این عکسا رو از کجا گیر اوردی بماند ولی واقعا معرکه اند :SS:

عکس های خیلی قدیمی اند
از انجایی در دو عکس اقای هادی محسن زاده سوژه عکس میباشند به نظر میاد که عکس از اشناهای ایشان باشد
نکته دیگر عکس پدران شهیدی است که هم اکنون اکثر انها بدرود حیات گفته اند و از روی همین عکس پدران شهید میتوان حدس زد که عکس مریوط به نیمه دوم دهه ۶۰ است

عكسهاي جالبي بود مخصوصا عكس آخري كه خونه قديمي بابابزرگم توش ديده ميشه و مخصوصا اون پنجره كه حالا ديگه خودش وجود نداره ولي يك دنيا خاطره ازش از دوران بچگي ام تو ذهنم باقي مونده.يادمه صبح روز عاشورا بابابزرگم جلوي در خونشون آب پاشي مي كرد تا موقع مراسم گرد و خاك زياد راه نيفته. حيف كه قدر پدربزرگ و مادربزرگ ها رو تا موقعي كه هستند نميدونيم و موقعي كه از دستشون ميديم جز حسرت چاره ديگه اي نداريم.(قابل توجه كساني كه پدربزگ و مادربزگ هاشون در قيد حيات هستند)

عکس ها دیدنی بودند . توی عکس دوم یه چیز توجه رو جلب میکنه. اونم تعداد زیاد بچه هاست. اگه همین عکس رو با محرم الان در همون محل مقایسه کنید میبینیم همون بچه ها الان همه شدند جوون و تعداد جوونا زیاده و این خودش تصویری از بحث تولید نسل بسیار در دهه شصت و مشکلات اشتغال و سایر مشکلات جوانان در حال حاضر است . خدا قوت جناب استاد

پاسخی بگذارید