دسته‌ها
اسناد و مدارك پیشینه ی رودمعجن

رودمَهْجَن: نام اصلی زادگاهم به روایت اسناد تاریخی

در قبرستان فعلی رودمهجن، روی سنگ قبرهای قدیمی موجود، نام رودمعجن را اصلاً  ندیده ام اما فقط شش سنگ است از یک نسل که روی پنج تای آنها نام «رودمهجن» حک شده است. این سنگهای زرد رنگ که جنسی شبیه آجر دارند در فاصلۀ سالهای 1329 تا 1363 قمری نصب شده‌اند. غیر از این نسل سنگ قبرها روی هیچ سنگی نام رودمهجن یا رودمعجن در پسوند نامها و یا محل سکونت افراد نیامده است. خطهای روی این سنگهای آجری شش گانه به یک شکل است به خط نسخ نپخته  که حروف داخل سنگ با گودی یکدستی نقر شده است.

هر شش سنگ آشکار نشان می‌دهد که یکصد سال پیش زادگاه ما را «رودمَهْجَن» می‌نوشته‌اند و نه رودمَعْجَن.

1329 قمری: یا الله وفات عصمت و عفت‌پناه فاطمه خانم بنت نجف‌علی رودمهجنی بتاریخ شهر ربیع الثانی
1329 قمری: یا الله وفات عصمت و عفت‌پناه فاطمه خانم بنت نجف‌علی رودمهجنی بتاریخ شهر ربیع الثانی

Mahjan_1332_Salar
تاریخ وفات مرحمت و غفران پناه ملا الله‌یار ولد ملا محمد علی بختیاری ساکن رودمهجن‌ فی غره‌ی محرم 1331 (قمری)

Mahjan_1361
تاریخ وفات مرحمت و غفران پناه حاجی علی فرزند مرحوم سالار محمد رودمهجنی‌ وفاته فی ماه رجب المرجب 1361. (جد علیپورها پدر حاج حسین علیپور)

Mahjan_1363_mohamad wakil_
هذا مرقد و مضجع محمد وکیل فرزند مرحوم علی نقی رودمهجنی‌ وفاته فی ماه محرم 1363

 

Mahjani_..
مرقد و مضجع مرحوم علی اکبر فرزند مرحوم حاجی حسن رودمهجنی وفاته ؟؟؟

قدیمترین سنگ از این نوع تاریخ سال 1329 قمری را دارد یعنی حدود یکصد و شش سال پیش و آخرین تاریخ روی این نوع سنگ تا آنجا که من دیده‌ام سال 1363 ق است. ظاهراً نصب این نوع سنگ در قبرستان رودمهجن در طی یک دورۀ 34 ساله رایج بوده است. در بین این شش سنگ تنها یک سنگ از همین نوع و با همین خط هست که به تاریخ 1355 قمری «رودمعجن» را با«ع» نوشته است. ممکن است بگویند که «رودمهجن» روی آن 5 سنگ، ناشی از اشتباه سنگتراش بوده است. اما این ایراد را نمی‌توان پذیرفت به 3 دلیل

  1. در طی 34 سال که این نگارش ادامه داشته اگر اشتباه می‌بود حتماً یک نفر باسواد از رودمهجن این خطا را متذکر می‌شد تا دوباره تکرار نشود.
  2. از شش سنگ موجود تنها یک سنگ (سال 1355) «رودمعجن» را با«ع» نوشته و پنج سنگ «رودمهجن» است. پس نام رایج با «هـ » بوده است.
  3. اسناد کاغذی که ذیلاً آورده ایم نشان می دهند که پیش از سال 1355 عموماٌ «رودمهجن» نوشته می‌شده است و از آن سالها کم کم «رودمعجن» جای «رودمهجن» را گرفته است.

 در بسیاری از اسناد دوره‌ی قاجار که در این کتاب (کتاب در دست نگارش با نام «رودماهگان: جغرافیای تاریخی رودمهجن») نیز بخشی از آن‌ها موجود است نام رودمهجن بر گورسنگ‌های سالهای 1329 تا 1363 قمری را تأیید می‌کند. در اسنادی که ذیلاً می آید نام روستای ما غالباً «رودمَهْجَن» درج شده است. این اسناد از سال 1234؛ 1249؛ 1254؛ 1272؛ 1314 قمری نام روستا را «رودمَهْجَن» نوشته اند. در یکی از اسناد (سال 1249ق) نام چندین نفر از اهالی رودمهجن با عنوان شهود یک سند با لقب رودمهجنی‌ ثبت شده است. ذیلاً تصویر برخی از این اسناد از نظر همشهریان عزیز می‌گذرد:

Mahjan_1324
1234 قمری-سند وقف آقا تقی رودمهجنی
Mahjan_1259
1279 قمری. حاجی ملا حسن رودمهجنی

 

Mahjan_1254
1254 قمری: دعوای حاجی محمد رودمهجنی‌ و فرزندان علیخان قرایی (فرزند اسحاق خان) بر سر املاک دربی (زنده‌گانی، پی سم، قطار بید و دشت جرد)

 در شهادت‌نامه‌ای متعلق به سال ۱۲۴۹ قمری (۱۲۱۲ ش) آمده که حاکم تربت اسحاق خان قرایی (مقتول۱۲۳۱قمری) زمینهای دربی رودمهجن را غصب کرده و در زمان نگارش این سند زمینها در تصرف نوادگان وی بوده است.در این شهادت­نامهنام یکصد و نه نفر از بزرگانرودمهجن‌ و روستاهای اطراف از جمله، نامق، حصار، فریزق کاشمر، بایگ، (در متن بایج)کدکن، بُرس و … درج شده است. در این سند لقب بایچی به دنبال نام چند نفر آمده است که احتمالاً نام کهن بایگ است.

برای دیدن اصل سند  اینجا را کلید کنید

خیلیها رودمهجنی
1249 ق. شهود بر غصبیت املاک درشره

این سند معامله‌ی زمینهای دربی است که آخوند ملا محمد به حاج ملاحسن رودمهجنی فروخته است.دراین سند دربی از توابع بایج تربت حیدریه معرفی شده است. وپول رایج زمان معامله دینار ناصرالدین شاهی بوده است.

1242
1279 ق. آخوند ملا محمد به حاج ملاحسن رودمهجنی فروخته است.

سالار عباس پسر سالار حسن رودمهجن با ماندگار درختر رمضانعلی رودمهجن
1310 ق. قبالۀ ازدواج سالار عباس پسر سالار حسن رودمهجن با ماندگار دختر رمضانعلی رودمهجن

1314 قمری:بهایئان نامق و عالم رودمهجنی در عصر ناصرالدین شاه

این سند در حیتا موجوداست در این نشانی:  اینجا را کلید کنید.

 

و نیز در اینجا دست خط دو رودمهجنی را ببینید

 

1343 قمری: رودمهجن در سند موقوفات مسجد جامع

موقوفات مسجدجامع

صورت روغن موقوفه‌ی جات مسجد جامع واقع در عُلیای قریه‌ی رودمهجن از این قرار است.

روغن مسجد
مسجد جامع واقع در عُلیای قریه‌ی رودمهجن

صورت روغن سوخت مسجد سفلای قریه‌ی رودمهجن از موقوفه جات از این قرار است.

روغنمسجد 2
مسجد سفلای قریه‌ی رودمهجن

نتیجه

تا اینجا مسلم می­شود که طبق اسناد قرن سیزدهم تا نیمه‌ی قرن چهاردهم هجری در دوره‌ی قاجار همه جا «رودمَهْجَن» نوشته می‌شده و بعد از دوره‌ی قاجار «مَهْجَن» به «مَعْجَن» تغییر یافته است. پس «مَعْجَن» در نام امروزی به گمان قوی تغییر یافته‌ی واژه‌ای پارسی است و نه عربی. به عبارتی دیگر «مَعْجَن» صورت تغییر یافته‌ی «مَهْجَن» است که در اثر دگرگونی آوایی، دستخوش تغییر شده و به این شکل درآمده است.

اسناد موجود نشان می‌دهد که تغییر «مهجن» به «معجن» همزمان با رواج سازمانهای دولتی در حدود دوره‌ی مشروطه و بر اثر لفظ قلم شکستنِ دولتیان عربی­دان قجری اتفاق افتاده است. یعنی «رودمَهْجَن» را با لفظ قلم و با ذایقه‌ی عربی‌دانها، به شکل «رودمَعْجَن» نوشته‌اند. ما در اسناد موجود چنین تغییراتی را داریم. مثلاً «دشت گِرد» [دشت گیرد] دربی را در اسناد متأخر به صورت مُعَرَّب «دشت جرد» نوشته‌اند. این نوع دستکاری و تصرف در نامها بی‌اساس است؛ شاید آنها گمان می‌کرده‌اند که شکل تلفظ این نامها در میان مردم روستا رسمی‌ نیست و باید به آنها شکل رسمی داد. به همین دلیل «کجراه» را به صورت «کاسه راه» و «گُگ‌دره» را با املای «کبک دره»نوشته‌اند. به راستی چه نسبتی میان شکل رایج در روستا و شکل موجود در اسناد متأخر است.

از محمود فتوحی

زادۀ 2 شهریور 1343. فرزند نورالله. روستای رودمهجن. تربت حیدریه. خراسان رضوی. دانش آموختۀ ادبیات فارسی دانشگاه تهران: 1374. استاد دانشگاه فردوسی مشهد.

5 دیدگاه دربارهٔ «رودمَهْجَن: نام اصلی زادگاهم به روایت اسناد تاریخی»

سلام بر شما و درود بر همت بزرگتان : گمان کنم برگشت به نام قبلی برای یک مکان نیاز به یک پرسه فرهنگی و اداری پیچیده دارد که استارتش میتواند از همین سایت زده شود و تمامی اعضا در نوشته هایشان از واژه رودمهجن استفاده کنند

سلام جناب فتوحی عزیز
البته این مبحث قبلا هم بصورت مفصل توی حیتا بوجود امد توسط خود شما و نظرات و دیدگاه دیگر دوستان به همین حدس و گمان ختم شد از انجا که منبع موثقی در این زمینه موجود نیست هر حدس و گمانی میتواند درست باشد که رودمعجن به مرور زمان و بر اساس تغیی گویشها به ….؟رودمهجن.رودمعجن .روزمجن.رود معدن.روزمیجنو و یا حتی تغییرات دیگری گفت و شنود شود. موفق باشید

با توجه به اینکه در حال حاضر هیچ فرضیه ی رقیبی به قوت و قدرت آنچه شما در باب«رودمعجن» شدن «رودمهجن»بیان کرده اید وجود ندارد پس تا پیدا شدن چنین فرضیه ای عقلا باید نظر شما را در باب نام روستا پذیرفت.اما در باب استدلال هایی که شما در این مورد بیان کرده اید شاید بتوان چند سوال را مطرح کرد.
1-با توجه به اینکه از 6 سنگ قبر در یکی که به تاریخ 1355 قمری است «رودمعجن» نوشته شده و در مابقی «رودمهجن»، شاید بتوان استدلال کرد که در آن ایام هر دو نام کم و بیش رایج بوده این استدلال وقتی میتواند قوت گیرد که به دو نکته توجه کنیم:
الف)این سنگ قبرها با توجه به جنس سنگ (که در روستا یافت نمیشود) و نوع خط به احتمال فراوان در جایی خارج از روستا (مثلا تربت) ساخته شده و به روستا آورده شده اند.میتوان احتمال داد که رودمهجن اسم به اصطلاح«شهری» شده ی «رودمعجن» بوده.مردمان روستا خودشان «رودمعجن» تلفظ میکرده اند ولی هنگام نوشتن مخصوصا وقتی میخواسته اند «شهری بشکنند»آن را «رودمهجن»مینوشته اند یا سفارش می کرده اند «رودمهجن» بنویسند.
ب)اگر نام واقعی «رودمعجن» با توجه یه سنگها ی قبر تا تقریب 100 و اندی سال پیش «رودمهجن »بوده چرا هیچ یک از پدر بزرگان ما که بین 70 تا 90 سال سن داشتند نه خودشان این نام را با خاطر داشتند و نه از پدرانشان که آنها هم کم و بیش همین مقدار سن داشتند(که روی هم سنشان می رسید به 150 تا 200 سال) این نام را شنیده بودند تا برای ما نقل کنند؟تا جایی که من میدانم و شنیده ام بزرگان و معمرین روستا چه آنها که به رحمت خدا رفته اند و چه آنها که هنوز در قید حیاتند نام روستا را یا «رُزمَجَن» میگویند یا «رُزمَعجَن» .من هیچ وقت از هیچکدامشان نام «رودمهجن» نشنیده ام.هرکدام از دوستان که «رودمعجن» را با «ه» از زبان بزرگان و قدیمیها شنیده است اگر اعلام کند میتواند راه گشا باشد.با توجه با این امر آیا نمیتوان استدلال کرد که ما با دونام مواجهیم.یکی به صورت رسمی در اسناد و نامه ها و نوشته ها به شکل«رودمهجن» و دیگری در میان خود مردم به صورت«رودمعجن»؟ و اگر واقعاً اینگونه باشد ارجحیت با کدام است؟
2-استدلال کرده اید که: «اسناد موجود نشان می‌دهد که تغییر «مهجن» به «معجن» همزمان با رواج سازمانهای دولتی در حدود دوره‌ی مشروطه و بر اثر لفظ قلم شکستنِ دولتیان عربی¬دان قجری اتفاق افتاده است. یعنی «رودمَهْجَن» را با لفظ قلم و با ذایقه‌ی عربی‌دانها، به شکل «رودمَعْجَن» نوشته‌اند. ما در اسناد موجود چنین تغییراتی را داریم….. این نوع دستکاری و تصرف در نامها بی‌اساس است؛ شاید آنها گمان می‌کرده‌اند که شکل تلفظ این نامها در میان مردم روستا رسمی‌ نیست و باید به آنها شکل رسمی داد». گمان میکنم قوت این استدلال جای چون و چرا دارد.زیرا بعد از انقلاب مشروطه و به خصوص بعد از جنگ جهانی اول به خاطر نوعی حس ناسیونالیستی که در برخی تحصیلکرده ها و روزنامه نویس ها به جود آمده بود نوعی توجه(بعضا افراطی) به تاریخ ایران باستان و به تبع آن توجه به زبان پارسی باب شد که این امر به خصوص در زمان پهلوی اول به اوج خود رسید و کوششهایی جهت پیرایش زبان پارسی از کلمات عربی انجام شد(که اینها توضیح واضحات است و خود بهتر می دانید).با این تلاشهایی که جهت عربی زدایی انجام شد اگر باز هم «دولتیان عربی دان قجری» را در حدود دوره ی مشروطه بتوانیم متهم کنیم که بر اساس ذائقه ی خود «رودمهجن» را «رودمعجن» نوشته اند به طریق اولی میتوانیم منشیان نویسنده ی اسناد وقباله های متقدم تر را هم متهم کنیم که«رودمعجن» را «رودمهجن»مینوشته اند چون بیشتر مطابق ذائقه یشان بوده و معتقد بودند مثلاً «رسمی تر» است.از آن گذشته چرا مردم روستا «ذائقه ی دولتیان عربی دان قجری» را پسنیدند و بدون مقاومتی قبول کردند«رودمعجنی» هستند و «رودمهجنی»بودن خود را که در اسناد متقدمتر ثبت شده بود پاک از یاد بردند؟چرا به همان راحتی که«رودمعجن» راپذیرفتند«کاسه راه» را و «کبک دره»را و «دشت جرد»را نپذیرفتند؟
با توجه به این امور من باز هم گمان میکنم ما با دو نام روبرو هستیم.یکی«رودمعجن»که در خود روستا رایج بوده و دیگری«رودمهجن»که در اسناد رسمی و نوشتاری در دوران قاجار تا حدود دوره ی مشروطه مینوشتند شاید به این دلیل که گمان میکردند«رسمی تر» است.اما بعد از اینکه بحث ثبت اسناد و سجل احوال و برگزیدن نام فامیل پیش می آید و کمی بعدتر نیز بحث نقشه برداری و ثبت نام روستاها،سعی میکنند نام روستا را به همان شکلی بنویسند که مردم تلفظ میکنند.
البته از انجایی که من هیچ سند و مدرکی در اختیار ندارم هرانچه گفتم فرضیاتی بر پایه ی احتمالات است و تاکید میکنم که قوت استلالهای شما را که بر پایه ی اسناد مکتوب است ندارد.اینها را من بعنوان سوالاتی مطرح کردم که در حول و حوش فرضیه ی شما به ذهنم رسید.

به نام خدا

درود بر جناب دكتر فتوحي عزيز

ببخشيد جناب دكتر فرض بر اينكه همه قبول كردند كه نام قديم رودمعجن رودمهجن بوده و اين تغيير را از فردا در تمام مكاتبات و غيره بكار بردند چه مشكلي با اين تغيير حل ميشود و اگر همين نام رودمعجن باقي بماند چه عواقبي تلخي دارد ؟ . من كه هر چي در اين خصوص فكر كردم به نتيجه اي قانع كننده نرسيدم. اگر حضرت عالي در اين خصوص توضيح بفرماييد ممنون مي شوم :gol:

سلام جناب استوار عزیز

در جواب سوالتان به عنوان یک فرد کوچک از خانواده حیتا می توانم بگویم ،اگر در مقیاس بزرگتر نگاه کنیم ،همان کاری را که امروز قرار است بر سر خلیج فارس مان در بیارند،شاید در آینده ای دور یا نزدیک بر سر روستاهای ما در بیاورند. به هر حال نفوذ از یک جایی باید شروع شود. می تواند از راه زبان باشد ، از راه فرهنگ و یا خیلی چیزهای دیگر.

پاسخی بگذارید